تعریف و هدف حسابرسی

حسابرسي يعني بازرسي جستجو گرانه مدارك حسابداري و ساير شواهد زير بناي ‏صورتهاي مالي . حسابرسان از راه كسب آگاهي از سيستم كنترل  داخلي و بازرسي ‏مدارك،مشاهده داراييها،پرسش از منابع داخل و خارج شركت و اجراي ساير روشهاي ‏رسيدگي ،شواهد لازم را براي تعيين اين كه صورتهاي مالي، تصويري مطلوب و به نسبت ‏كامل از وضعيت مالي شركت و فعاليتهاي آن در طول دوره مورد رسيدگي ارائه مي كند يا ‏خير،گردآوري مي كنند.

يااينكه حسابرسي فرايندي است منظم و با قاعده جهت جمع آوري و ارزيابي ‏بيطرفانه شواهد درباره ادعاهاي مربوط به فعاليتها و وقايع اقتصادي،به منظور تعيين درجه ‏انطباق اين ادعاها با معيارهاي از پيش تعيين شده و گزارش به افراد ذينفع.‏

‏ فلسفه و جايگاه حسابرسي

براي اينكه فلسفه حسابرسي روشن شود لازم است نقش حسابرسي كه بيان ‏كننده عوامل موثر در تعيين نقش حسابرسي است بيان گردد . اين نظريه ها كه در ‏مجموع فلسفه حسابرسي را تشكيل مي دهند بطور موثر از اوائل دهه 1960 ميلادي ‏شكل گرفته اند و بتدريج تكامل يافته اند . مدلهاي نقش حسابرسي ريشه در جامعه ‏شناسي دارند . به اعتقاد جامعه شناسان موقعيت و وظيفه هر شخص در اجتماع توسط ‏انتظارات جامعه تعيين مي شود . آقاي حميد راوي در مجله حسابرس در رابطه با فلسفه ‏حسابرسي نظرات زير را بيان كرده است  :‏

نظريه شبه قضائي

بر طبق اين نظريه ، نقش حسابرسان را قانون تعين ميكند و قانون از طريق اعطاي ‏اختياراتي به حسابرسان براي آنها نقشي شبيه قاضي قائل است . مثلا طبق ماده 148 ‏اصلاحيه قانون تجارت ايران مصوب سال 1347 بازرسان مكلفند درباره صحت و درستي ‏صورت دارايي و صورت حساب دوره عملكرد و سود و زيان و ترازنامه اي كه مديران براي ‏تسليم به مجمع تهيه مي كنند و همچنين درباره صحت مطالب و اطلاعاتي كه مديران در ‏اختيار مجامع عمومي گذاشته اند اظهار نظر كنند . از جمله اختياراتي كه قانون به بازرس ‏مي دهد ، دسترسي كامل به مدارك و سوابق شركت و انجام هرگونهرسيدگي  و ‏تحقيقي است كه لازم بداند . بدين ترتيب در مدل فوق نقش حسابرس در ارتباط با ‏صورتهاي مالي صاحبان كار ، مشابه نقش قاضي است در ارتباط با دعاوي قانوني .‏

نظريه مسئوليت اجتماعي

برخي استدلال مي كنند كه نقش حسابرس را نمي توان در چارچوب مسئوليتهاي ‏صرفا قانوني محدود كرد انتظارات جامعه مسئوليتهاي ديگري را در مقابل حسابرس قرار ‏مي دهد، اين نظرات بطور خلاصه چنين است :‏


1- كشف تقلب و كارهاي غيرقانوني مديران‏
‏2- گزارش درمورد كارائي و شايستگي مديران
3- گزارش در مورد كنترلهاي داخلي شركتها
‏‏4- حفظ منابع ساير استفاده كنندگان از صورتهاي مالي

نظريه مباشرت و نظارت

براساس اين نظريه مديران مباشران سهامداران  تلقي مي شوند . مديران عبارتند ‏از متخصصيني كه سهامداران كار اداره و مديريت وجوه خود را به آنها محول نموده اند . در ‏اين نظريه فرض بر اين است كه تمامي اطراف قضيه رفتار منطقي و معقول دارند ، ‏همچنين فرض مي شود كه سرمايه گذاران از خطرات فريبكاري مديران آگاهند و مديران ‏نيز از نگراني سهامداران از اين بابت اطلاع دارند . به همين علت مديريت شركت ، خود ‏علاقمند به حسابرسي صورتهاي مالي شركت است . يكي از راههاي  آسوده خاطر ‏كردن سرمايه گذاران ارائه صورتهاي مالي حسابرسي شده است . اين بدان معناست كه ‏مديريت شركت خود علاقمند به حسابرسي صورتهاي مالي شركت است و اعتقاد دارد ‏كه اگر كيفيت حسابرسي مطلوب نباشد ، سرمايه گذاران به مديريت شركت و صحت ‏عمل او شك مي كنند و در نتيجه ريسك سرمايه گذاري خود را بالاتر ارزيابي مي كنند و ‏لذا حاضرند سهام شركت را به بهاي كمتر خريداري كنند . اين امر موجب مي شود كه ‏هزينه هاي تامين مالي شركت افزايش يابد و رشد شركت با كندي مواجه شود ، بنابراين ‏نظريه ، مديريت خود داراي انگيزه هاي قوي جهت تاكيد بر ارتقاي كيفيت نظارت است و ‏خواهان حسابرسي مستقل مي باشد . اين مدلها همزمان با تاكيد متقابل بر يكديگر در ‏تعيين نقش كنوني حسابرس و نحوه گزارشگري دخالت داشته اند ، در عين حال ، مدل ‏مسئوليت اجتماعي حسابرس بيش از مدلهاي ديگر پاسخگويي تحولات اخير گزارشگري ‏است .‏


     شاد و سربلند باشید